سلام من شاهزاده موهیول هستم چون امپراطور بادها(جومونگ2)رادوست داشتم این وبلاگ را تاسیس کردم .امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوبی را سپری کنید . برای تبادل لینک ماراباعنوان"�?قط امپراطور بادها" یا"وبلاگ رسمی امپراطور بادها " لینک کنیدوبعد در نظرات من بنویسید تاشما رالینک کنم نظرررررررررررررررسنجی یادت نره درنظرررررررررسنجی شرکت کنید ودراخر به وبلاگ دیگر من نیز سربزنید www.most-wanted.blogfa.com

 وبلاگ رسمی لمپراطور بادها  وبلگ رسمی لمپراطور بادها">

در سریال امپراطور بادهاشماکدام شخصیت رادوست دارید؟
 مستند 6 تایی ها  48 داستان موزیکال فارسی برای کودکان
موضوع : خلاصه قسمتهای سریال ا?سانه سودانگ,

زن هم تنها و غریب به مقصدی نا معلوم حرکت می کنه جایی که خودش هم نمی دونه چه تاثیری روی اون و بچه توی شکمش می زاره

دوست پسرس هم که در گمان خیانت دوست دخترش به اون سر خورده شده حال خیلی خیلی بدی داره(بعضی ها یاد بگیرن)

مدتی نمی گذره که اون پسره که دوره پزشکس را گذرونده حالا به عنوان یک پزشک بلند پایه منصوب می شه(یانگوم اخر کار دکتر شد این اول کار)

"۱۲سال بعد"

سریال در ۱۲ سال بعد پیگیری می شه حالا اون زن رقاص صاحب یه پسر بچه خوشگل می شه که نمی دونم چرا تو ?یلم می گن ۱۰ سالشه؟؟؟؟؟

اون پسره خیلی شیطونه و دست به هر کاری که ?کرش را بکنین می زنه

مادرش اونو به خاطر کارهای بدش به رسم کره ای ها (چوب روی پای برهنه) تنبیه می کنه

بعد هم می شینن در دل که مامان بابای من کیه ؟ چرا همیشه به من می گی من پسر اژدها هستم؟؟؟و.....

اون پسر و دوستاش که از دست اون دو تا مردی که پولشونو خرده بودن ناراحت بودن قهوه خونه اون مرد را من?جر می کنن

اینم صحنه ان?جار

به خاطر خرابکاری جانگ مادرش را اسیر می کنند تا بیاد اقرار کنه و به دادگاه بیاد

مادر را به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم می کنند که بچه اش را درست تربیت نکرده

جانگ که از کرده خود پشیمونه پاهای مامانی را پانسمان میکنه

مامانی اون شب باهاش کلی حر? می زنه و بهش مبی گه اگه تو به قصر بری می تونی خوشبخت بشی و یه نامه هم بهش می ده می گه بده به ?لانی ؟(همون دوس پسر سابقش) که تا این حر? را می زنه جانگ ?کر می کنه اون باباشه و کلی خوشحال می شه

اینجا هم در ورودی قصره که بر خلا? قصر یانگوم اینا خیلی در به داغونه و مثه مرغ دونی می مونه

جانگ نامه را به دکتر می ده و اون هم نامه ررا می خونه

جانگ تو تخیلات خود ?کر می کنه که اون حالا جانگ را بقل می کنه و می گه پسرم کوجا بودی این همه سال و خلاصه سکانس پدر و پسری از خودش در ور می کنه

ولی اون آقا بر خلا? ت?کرات جانگ سر اون داد می زنه و می گه مهارتی داری و کاری بلدی که جانگ می گه نه و اون می گه این پسر را بیرون کنید

جانگ را می ندازن بیرون

شاه در حال اجرای مراسم مذهبی خاصیه که والا من هم ن?همیدم اینا چه دینی دارن

?قط می دونم یه چیزی شبیه شمشیر دارن که ه?ت تا شاخ داره و اونو تو همه امور مذهبی و رسمی است?اده می کنن

دکتر داره به نامه دوس دخترش ?ک می کنه و ات?اقاتی که بین اونا در گذشته ا?تاده

به دکتر موضوع مهمی را خبر می دن از جمله شکست شاهزاده در جنگی که ر?ته بوده و کشته شدن اون

جانگ می یاد تا به وسیله ا?رادی که برای قصر وسیله می برن تو بار یکیشون قایم بشه که می بینه یکی دیگه هم اونجاست

پلیس می خاد بار اون مرد را بگرده که اون اجازه نمی ده و ?رار می کنه که در نهایت کالاسکه اش به درختی می خوره و اون یارو که تو بارش بود می میره

ولی قبل از مردن نامه شاهزاده که نشون می ده اون هنوز نمرده را به اون می ده و می گه اینو برای رییس پلیس قصر ببر که اگه این کار را کنی اون هر کاری بخای برات انجام می ده

جانگ هم تو راه یه بچه بیچاره را می گیره حسابی کتک می زنه و می گه برو به قصر و به ?لانی بگو بیاد تو جنگل چپشت قصر که من کارش دارم

پسر بچه خبر را به ?رمانده می رسونه این سکانس خیلی زیباست که نمی شه نوشتش

اونا همراه پسرک به پشت قصر می یان

جانگ می گه باید به دکتر بگین برای من تعظیم کنه و از من عذر بخاد تا نامه را بهتون بدم

اونا قبول می کنن که جانگ تا می یاد نامه را بده یه عده که نمی دونم دوستن یا دشمن حمله می کنن و جانگ ?رار می کنه

?رمانده پیش دکتر موک می یاد و می گه تو پسر بچه ۱۰ ساله ای می شناسی؟؟؟ اون خاسته که تو براش تعظیم کنی!!!

?ردای اون روز دکتر می بینه که همه ۷ علامت نحسی که اگه پشت سر هم ات?اق بی?ته واقعه بدی رخ می ده داره ات?اق می ا?ته

این پسرک هم گماشته جانگ برای اجرای یکی از علامت هاست

دکتر در دام جانگ گیر می کنه و جانگ بهش می گه

دیدی کی چیزی حالیش نیس و دکتر از اون عذر خواهی می کنه و می گ نامه پرنس را بهم بده

اونم نامه را با گریه می ده و می گه نامه ای برای مادرم بنویس و بگو که دوستش داری اون هر وقت به یاد تو می ا?ته گریه می کنه و...... و دکتر هم این کار را می کنه

شاه می خاد جانشینش را در حالیی که پرنس ?کر می کنن مرده تعیین کنه که یه د?عه طو?انی رخ می ده

اینم اجرای مراسم تعیین جانشین

که طو?ان مانع اجرای مراسم می شه

 

در قسمت بعدی جانگ به قصر راه پیدا می کنه و ات?اقات حول محور جانگ رخ می ده


برچسب : ,
نوشته شده در يکشنبه 5 مهر 1388 توسط شاهزاده موهیول| تعداد بازدید : 155 | لينك ثابت |

» انتقال وبلاگ [چهارشنبه 18 فروردين 1389] [22]
» دانلود آهنگ های سریال ققنوس [ 3 آذر 1388] [337]



» ا�?راد آنلاین : 2
» بازدید امروز : 7
» بازدید دیروز : 83
» ه�?ته گذشته : 612
» ماه گذشته : 7
» کل بازدید : 43225
» کل مطالب : 41
» نظرات : 160
center>XZOZ LOGO